در زندگی آدم ها دنبال آمادگی برای اتفاقات گوناگون اند و حتی برای کوچکترین و کم اهمیت ترین اتفاقات زندگی امادگی لازم را کسب میکنند. کسی میخواهد اماده کنکور شود از ماه ها قبل با جدیت تلاش میکند یا یکی میخواهد گواهینامه رانندگی بگیرد خود را از قبل اماده میکند تا برگزاری یک مهمانی ساده دوستانه که این هم آمادگی خودش را میخواهد که خانه تمیز و مرتب باشد مثلا میوه و... خریداری شود تا آمادگی برگزاری مهمانی ساده را داشته باشیم.
پس آمادگی داشتن برای اتفاقاتی که در اطراف ما می افتد یک رفتار بسیار درست و برگرفته از تفکر و تعقل است که ما را دچار اشتباه و خسران نکند حتی در موارد خیلی کم اهمیت.
ازدواج اگر ن
آقا دامادها و عروس خانمهاپس از اجرای صیغه عقد عده ای از جوانان توسط مقام معظم رهبری - که فرزند بنده نیز در جمع آنها بود - ایشان، عروس و دامادها را چنین نصیحت فرمودند:«اگر شما یک جسم بی جانی را به منزل ببرید و بخواهید آن را به عنوان یک کالا نگهداری کنید، چندان به رسیدگی نیاز ندارد، شاید لازم باشد هر چند ماه یک بار گردگیری شود. اما اگر یک گلدان زنده را به منزل ببرید، باید هر روز به آن رسیدگی نمایید و از آن مراقبت کنید. در آب، نور و هوای آن دقت لازم را به کار برید.»مقام معظم رهبری در ادامه فرمودند: «شما هم یک گل زنده را به منزل می برید و باید از آن به طور مرتب مراقبت کنید تا پژمرده نشود. عروس خ
سادگى یا پیچیدگى؟امتحان پایانى درس فلسفه بود. استاد فقط یك سؤال مطرح كرده بود! سؤال این بود:شما چگونه مىتوانید مرا متقاعد كنید كه صندلى جلوى شما نامرئى است؟تقریباً یك ساعت زمان برد تا دانشجویان توانستند پاسخهاى خود را در برگه امتحانىشان بنویسند، به غیر از یك دانشجوى تنبل که تنها 10 ثانیه طول كشید تا جواب را بنویسد!چند روز بعد كه استاد نمرههاى دانشجویان را اعلام كرد،آن دانشجوى تنبل بالاترین نمره كلاس را گرفته بود!!او در جواب فقط نوشته بود :«كدام صندلى؟!»نتیجه:مسائل ساده را پیچیده نكنید!گابریل گارسیا مارکز
خیلی موقع ما مسائل رو از حالت ساده بودنش در میاریم و به شدت پیچیده میکنیم. مثلا دختری
توصیف یک شخصیتی که خدا در قرآن توصیفش کرده به کوثر(خیر کثیر) کار هر کس نیست و بهتر است بگوییم کار هیچ کس نیست ، حتی بزرگان و اولیاء الله ، چه برسد به توصیف منی که چیزی نمیدانم و نمی فهمم....
اما آنچه که از خصائص حضرت زهرا سلام الله علیها از بزرگان شنیدیم یا در کتاب ها خواندیم می فهمم که چه بانوی بزرگوار و فوق العاده ای بودند که سرتاسر زندگی گوتاهشان الگوی کامل زندگی برای نوع بشریت است ، نه تنها فقط برای خانم ها...
خانمی که وقتی در رحم مادرش بود همدم تنهاییهای مادر بود
در بچه گی و با توجه به درک بسیار بالا لقب ام ابیها (مادر پدرش) لقب گرفت
هیچ کس لیاقت همسری او را نداشت به جز امام علی امیرالموم
همه مون دیدیم که تا یک مراسم مذهبی چیزی میخواد برگزار بشه روشنفکران پر درد و فقرا نواز دست به قلم و دست به میکروفون میشن و عالم رو پُر میکنند که آی مردم دنیا چرا اینهمه هزینه یک شام مراسم روضه میکنید؟ چرا میرید مکه در حالی که فقرا به نون شب محتاج اند؟؟ چرا به جای هزینه به شام و ناهار نذری امام حسین خرج فقرای بشدت محتاج نمیکنید و... از این حرف ها!
اما وقتی که عید و امثالهم میرسید این دردمندان فقرا انگار مسکن میزنند و یادشان میرود که فقرا شب عید دردشان چند برابر است هم درد نداری و هم درد زخم زبان و شرمندگی از خانواده و اشنایان دارند. انگار درد دردمندان احمق جامعه ما فقط مراسم مذهبی است که ریشه
قران کریم: قال و من یقنط من رحمه ربی الا الضالون. هیچ کس مگر گمراهان از رحمت خدا نا امید نمی شوند....
حوادث و اتفاقات نا خوشایند و مشکلات برای همه هست و همه در این دنیا دچار مشکلات می شوند. اونی که بسیار مهمه ؛ نا امید نشدن از رحمت خداست.
هر بلایی سر ما میاد از ماست نه از خدای عادل و کامل.
خدا به احدی ظلم نمیکند و امتحان های زندگی هم برای تقرب ما به خداست اگر در همه حال خدا را در یاد داشته باشیم. این حرف در عمل بسیار سخته دعا کنید موفق ازمون های دنیوی باشیم و وقتی که خدا را ملاقات می کنیم شرمنده و شقی نباشیم.
* ماه رمضان مبارک همه دوستان با ایمان و مومن من...
* تشکر از لطف همه دوستان
*
پوشیده چون جان می روی اندر میان جان من
سرو خرامان منی ای رونق بستان من
چون می روی بیمن مرو ای جان جان بیتن مرو
وز چشم من بیرون مشو ای مشعله تابان من
هفت آسمان را بردرم وز هفت دریا بگذرم
چون دلبرانه بنگری در جان سرگردان من
تا آمدی اندر برم شد کفر و ایمان چاکرم
ای دیدن تو دین من وی روی تو ایمان من
بی پا و سر کردی مرا بیخواب و خور کردی مرا
در پیش یعقوب اندرآ ای یوسف کنعان من
از لطف تو چون جان شدم وز خویشتن پنهان شدم
ای هست تو پنهان شده در هستی پنهان من
گل جامه در از دست تو وی چشم نرگس مست تو
ای شاخهها آبست تو وی باغ بیپایان من
یک لحظه داغم می کشی